اولياء الله آملى
53
تاريخ رويان ( فارسى )
و اكابر و منشيان در حيرت بودند كه جواب اين نامه نبشتن كدام كس را مسلم باشد ، با معجزى كه عبد الحميد را بود در انشاء . ابو مسلم در جواب گفت كه انشاء اين نامه بر من است . پس بفرمود تانامه را پيش وى آوردند و تبرى كه سلاح او بود و به روز جنگ بدان كار كردى با سر آن داشت و از اول تا آخر به زخم تبر پارهپاره كرد و فرمود كه به جواب اين دو بيت بنويسند : محا السّيف آثار « 1 » البلاغة و انتحى * عليك ليوث الغاب من كلّ جانب فإن تقدموا نعمل سيوفا شحيذة * يهون عليها العتب من كلّ عاتب تا تقدير موافق تدبير ابو مسلم آمد و مروان بهدست او كشته شد . ابو مسلم وزير بزرگ را با تحف و هدايا و نبشته به تعجيل [ 26 ] به مدينه به حضرت امام ناطق جعفر بن محمد الصادق عليه السلام فرستاد . مضمونش اينكه سلام خدا بر تو باد ، اى پسر رسول خداى تعالى ! معلوم فرمايد كه دشمن شما از ميان برداشتيم . وقت است كه از كنج عزلت بيرون خرامى و بر تخت امامت ممكن شوى . دنيا را از دنائت و شومى ظالمان پاك گردانيدم و خلق را از مذلت بدعت آل مروان برهانيدم . وقت عزت اسلام و اسلاميان و نوبت ظهور اهل ايمان و ايقان است . به زودى سرير امامت و متكاى سرورى و زعامت [ را ] مشرف گردان . خلعت طهارت را كه به طراز إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ مطرز است به طاهر دارش كه لباس سنت از دنس نفاق پاك شد . دست بيعت به تو مىدهم . بر تخت نشين تا من بنده ، به تيغ انتقام داد از اهل بدعت بستانم و اقطار و اكناف و اطراف جهان را مسخر فرمان تو گردانم و آتش ظلم بنىاميه را به آب عدل آل رسول بنشانم .
--> ( 1 ) - در تاريخ طبرستان ج 1 ص 166 به جاى آثار . اسطار آمده است .